آنها همه با هم با هرزه درایی آشفته و درهمی پرسش میکنند چنان که گویی در صددند تا بدین طریق رد و نشان کلیه پرسش های اصیل را محو کنند . نه ، یاران راستینم را نمی توانم از میان پرسندگان ، از میان جوانان ، پیدا کنم . سالخوردگان و خاموشانی نیز که اکنون خود جزو آنها هستم ، در این مورد دسته کمی از جوانان ندارند . از هر چه بگذریم سر تا پای این پرسش ها به چه کار می آیند ، مگر نه این که از همه آنها کاملا سر خورده شده ام . احتمالا رفقای من به مراتب از من عاقل ترند و راه های خوبی که برای تحمل این زندگی اختیار می کنند کاملا از نوع دیگر است . لیکن ناچارم اضافه کنم که این راه ها ، اگر چه شاید در روز مبادا دردی از آنحا دوا کند ، یا تسکین دهنده و آرامبخش باشد و در شخصیت آنها منشأ تحولی شود ، اما در مجموع همان قدر مهم اند که راه زندگی من اهمیت دارد ،زیرا این که به هر سو می نگرم نشانی از موفقیت آنها نمی بینم ، چه اهمیت دارد . می ترسم که آخرین چیزی که به مدد آن رفقایم را تمیز خواهم داد ، خود موفقیت باشد .
امیدوارم هم خودت هم رفقات طعم شیرین موفقیت رو با تمام وجود بچشید
مرسی که اومدی دوست عزیزم
راه زندگی همه مون در نهایت به یک جا ختم می شه: چون نیز نباشیم همان خواهد بود..............
از ملاقاتتان خوشحال شدیم
سلام
خود بینی ام؟؟؟؟؟
مرسی که قبول داری
خودمم قبول دارم
سلام نبیل خوب.ممنونم که نگاهم کردی.من هم لینکت کردم .بازهم بیا شاد میشم.
چه بچه ی خوبیییییییییییییییییییییییی