از فرط بی هیچ ی ، چیز می نویسم
همانطور که جهان از هیچ چیزی به همه چیزی تبدیل شده است یا شده ست
اسلحه ات را بردار از روی سرم
پسر همسایه
چون دکمه ی بالایی را بسته ایی ، ما را نمی شناسی
پسر همسایه ؟
من ان روز دیدم در ان خانه خلوت
با برگ های تاریخ کتاب صنایع دستی درست می کردی
پسر همسایه
حالا در جیب هایت عطر میذاری
پسر همسایه !
من دختری دیدم با چادر های گلمگولی
با رنگ فشاری
بر سر کوچه بن بستشان می نوشت
ورود به محله ممنوع
فلش هم گذاشت ، اینجوری --------->
ناز پرورده بار آمده ایی
دخترم
هم چون الویه ایی که این روزها ما برای نهار میخوریم
دخترم
پدربزرگ داشت فحش میداد
ما او را خوردیم
دست هایش را من خوردم
پاهایش را برادرم
مغزش را دختر همسایه
وجدانش رو نمیدانم . اخه خیلی شلوغ بود
پدر ، تو که بودی و دیدی
پس فحش نده
وجدانش را دخترکی غمگینو ناراحت دزدید برای هم صحبتی اش
تلویزیون ایران نمیبینم من
نوشته هات خیلی سنگینن ، حداقل برای من ...
ولی جالب َ ن .
وجدانش همونجا جا موند
سلام



پسر همسایه تون چقدر بیخوده
بیام ماشینشو پنچر کنم؟
به سلامتی کی دختر دار شدی نبیل خان؟
حالا چرا مثله الویه بار آوردیش؟این رسمه تربیته آخه؟!
راستی وجدانشو من خوردم اما خیلی سخت بودا
چه آدمهای سیاهی....
.لی حقیقت داشت ،زیاد......
ٍٍٍٍشعر قبلیت رو خیلی دوست داشتم... من مرگ را بە مسخرە میگیرم...
زیباست
ٍٍٍٍشعر قبلیت رو خیلی دوست داشتم... من مرگ را بە مسخرە میگیرم...
زیباست
سعی کردم بفهمم برداشت های خودمو داشتم شاید متفاوت باشه
آخه آدما اغلب دنیا و حرفا و اونجور که دلشون میخواد میبینن .
اما تبریک میگم خیلی خوب میتونین با کلمات بازی کنین و کلامتون میونش مخفی کنید .
هرکی عملکردی داره دیگه ! اما خشن برخورد میکنینا !
نازپرورده مثل الویه... جالبه...
خیلی وقته الویه نخوردم..
خواهش میکنم نظرته ما قابل شومارو نداره
حال کردنتون مستدام
اااا یابو سواره؟خب بیام یابوش رو لغد بزنم رم کنه بندازتش زمین دکمه ی یخش باز شه بهش بخندیم؟
آخی میخوای حالا یه کم اعتماد به نفس داشته باش به جای دختر که نداری و...
واااااااااااااای
اومدن کلی به مخم فشار فشور آوردم نظر نوشتم !
تو ارسالش نوشت Can not…
دیگه حوصله ندارم یادم بیاد چی گفتم
راستی یه پست جدید گذاشتم .
سلام رفیق
عرض ادب که وظیفه ی ماست محترم
چه خوشکل بود این جدیده
پس فحش نده خیلی به جا بود
ولی شدیدا نیاز به تفسیر و توضیح داره این نبیل نوشت
سلام نبیل جان
ممنونم که دعوتم کردی
خیلی جالب بود
کلا ایده ی شعر هات رو دوست دارم
موفق باشی دوست من
ممنونم که به استودیو شعر سر زدید .بسیار لذت بردم .
نبیل!!
دلم میخواد بتونم همیشه بیام اینجا و پستهای قشنگتو بخونم و بعدشم تا ساعت ها فکم مشغول باشه که این نبیل چی میگه!!
عالی مینویسی پسر!
پدر تو که بودی و دیدی
پس فحش نده!
منو یاد مادربزرگم انداخت...
همه چیز ته ه کشیده
حتی هیچ چیز هم ته کشیده
هر کسی سهمی دارد از پدر بزرگ
از تکرار کلمه پسر همسایه خوشم اومد
ماندگار باشی
من یه نکته مهم کشف کردم
به روزیم برادر جان
از چی استفاده نمیکنی؟چون نظرمو پاک میکنی یادم میره چی گفته بودم
پایتخت هم هیچ خبر نیست.همه چی مثل همیشه
پس فکر میکردی کجا باشم؟
راستی خودت کجا بودی؟چرا از پروفایلت حذف کردی؟
چرا داشتی خودم یادمه که خوندم
مگر وجدان هم داشت؟
من دختری دیدم با چادر های گلمگولی
با رنگ فشاری
بر سر کوچه بن بستشان می نوشت
ورود به محله ممنوع
فلش هم گذاشت ، اینجوری --------->
یعنی خرابم کردی با این اینجوری!
از این احساس آمیخته با طنز خوشم میاد!
بادوشعرمنتظرنگاه
زیبایتان هستم.
فکر کنم گفته بودم بودم ما گنر نزنیم اون راه میاد نه؟