باز گفتی از گفتن آن شب
که ان پیرمرد پیراهنی اسین کوتاه دارد
نصیحتی هم چون لب دختری چهارده ساله
هم چون کیسه یخی
بر روی پریود یک دختر
بوی تند و تیز شرجی من
قهوه و سیگار . میز دونفره
مسخره سکوت نخوردن گاندی
احمق
تو چه دانی که شکلات چیست
بوق بوق کردن کتاب میرزا
یک صندلی خالی
اون ور
برای نصرت
من گره کور افکار تو را
با دندون باز میکنم
چون همه انگشتانم را
هنگام چیدن گیلاس
نهنگ ها خوردند
نیمچه قطره بارانی که اینجا می آید
ته مانده جیش کردن های من در پوشک ست .
به به
آفرین
یه اسمی نداری که بشه درست صدات کنیم
نبیل پانیزه خان
اینا رو چه طوری مینویسی
کلا سبکت جدیده
دلم میخواست میفهمیدم نوشته هاتو کامل.....
و ما ادریک ما الشکلات
خودت نوشتی ؟!
سلام دوباره
اره باید لگد زد و اما اگر بشکند .... آن سبو بشکت و ان پیمانه ریخت
ترس از شکستن بی معنی نه.....
دوباره چند تا از پست هات رو خوندم واقعا کلمات در اختیار ما هستن یا ما در اختیار اونها .. ما یه اونها معنی میدیم یا اونها به زبان ما....
و بعد انگار بعضی چیزها هر جا باشند به هر حال یه معنی ای دارند مثل قهوه مثل صندلی مثل میز متل گره کور مثل فکر
بعضی از کلمات همیشه معنی دارند حتی اگر ما نخواهیم
ولی ابز هم روزگاری کسی به اونها معنی بخشیده
تو چه دانی که شکلات چیست
و من هم ندانم بوق بوق کردن کتاب میرزا چه قدر طول میکشد
کی داره بالا میاره؟
هیچکی نمی تونه گره افکار کسی رو باز کنه اونم کورشو تا خود طرف نخواد
من امروز حالم بده.بغض دارم.می خوام بالا بیارم رو همه ی افکارم
سلام



همه ی شعر عجیب غریب و باحالت یه طرف بارونه آخرش یه طرف.من فقط عاشقه اون بارونم
راستی واسه نصرت یه صندلی دیگه بذار من نشستم رویه اون صندلی خالیه
سبک نوشتنتون جالبه .
بدم نمیاد درموردش بحث کنم اما نمیدونم اینجا جا برای بحث هست یا نه ؟!
البته برای بحث نیاز به درک عمیق تری از نوشتتونو که مطمئنا ! اونچه که تو ظاهر برداشت میشه (دارم از جانب خودم حرف میزم ها) متفاوت شاید باشه .
و مهمتر اینکه نمیشه ( البته نظر منه ها ) 1ذره تمیزتر بنویسین . آخه من یه خورده وسواسی ام
تمیز ننویسا....افکاری که پالایش میشن به ابتذال کشیده میشن.
تیترایی که میزنی دوست دارم.
سلام
دو خط آخر رو دوس داشتم
دعوتی به خوندنم
سلام خوشحال می شم تو نظر سنجیه بزرگ من شرکت کنید منتظرما [چشمک]
کیسه ی یخ روی پریود؟
قدیما به جای مسکن اینکارو می کردن ینی؟
ولی یخ اصن خوب نیس
کیسه ی آب گرم می خواد
سلام . بسیار لذت بردم . به من سر بزنید لطفا " . به روزم با وقتی معلم ابتدایی بودم . ]
سلام
دعوتید به خواندنم
هنوز هم می شود یک دروغ تازه بگویی
بعد از مدت ها به روزم ...
دعوتیت به چند خط حرف تازه[گل]
ببخشید .... کارهاتون رو سخت می فهمم
کارت حرف نداره نبیل
معرکه ای پسر
وا...چشه مگه شرجی؟دریا به این قشنگی!
سلام و عرض ادب...
ببخشید بدون دعوت اومدم.
اون کیسه یخو هر دفعه میبینما...تمام جونم درد میگیره!