جمعه همیشه روز خوبی ست
دیشب فیلم رویا ( کیم کی دوک ) رو دیدم
این شب ها همیشه سرم رو به بالاست
منتظر پر کشیدن رزهای مشکی ام
می خواهم سیاه گریه کردن هایتان را ببینم
در پس گردن کشی گردن شکستنم
آن مرد
آن قهرمانی که افسانه را با کاندوم گره می زند
وقتی که روز تولدش کرم ها از چرک ناخنش بیرون میزدند
من گفتم که پیراهنم را با نخ ایرانی دوخته ام
اما تو فقط دستانت را به هم می مالیدی
گرم شد ؟؟
من برترم دیشب داشت جیغ می کشید
وقتی که مولدم یادش رفته بود ناخن هایم را کوتاه کند
حکمم را اجرا خواهند کرد
به جرم تجاوز جسمی به خودم یخسار رو برایم بریده اند
سلام
یهچیزی هست که نمی ذاره شعرتو بفهمم اما حسی که پشتشه رو دوس دارم و گستردگیشو
دوست دارم نظر بزارم .
اما برام سخته که با سبک نوشتنتون ارتباط برقرار کنم .
سلام.
نفهمیدم
ندرکیدم
تفسیر ی توضیحی
سلام آقا نبیل یه ذره نا مفهومه برای من چون موضوع اصلی اونو نفهمیدم چیه . ولی تیکه تیکه اش به دلم میشینه مخصوصا:
این شب ها همیشه سرم رو به بالاست
منتظر پر کشیدن رزهای مشکی ام
می خواهم سیاه گریه کردن هایتان را ببینم
سلام دوست عزیزم
با احترام برای خواندن یکی از نوشته هایم دعوتید .
خوشحالم می کنید که با نقد و نظر و پیشنهادات خوبتان در کنارم باشید
همیشه هایتان از سبزی زمین و آبی آسمان پر رنگ تر ...
یخسار...
من هنوز اندر خم ابیات این شعر نو! در بی وزنیش گیر کرده ام!
۳بند اول یه مقدارمبهم بود... ولی آخرش محشر تموم شد..
قشنگ بود خیلی قشنک نوشتنت داره بهتر میشه
تلاش های بی فایده...
قابل شونه زدن نیست
سلام وبلاگ آپ شد
با نوشته ی عزیزترینم: مهکامه
سلام
چه قدر زیبا و تاثیر گذار بود....
با دقت خواندم...
راستی
من آپم
نگاه مهربونتونو دریغ نکنین...
دعوتین....
جمعه همیشه روز خوبی نیست!
سلام
میدونم جام خیلی خالی بود
اما برگشتم
گرم شد؟؟
نه
فک کنم امسال تا اخر زمستون یخ بزنم
سلام آقا نبیل
عیدت مبروک
سلام.....
دوست بسیار عزیز
با احترام دعوتید به خواندن .
حالا دلم برای آنهایی که نبوده اند تنگ می شود
خوبی؟
خبری نیست ازت...
سلام
دعوتید به غزل
نبیل
هنوز هیچکی شکن موهاتو شونه نزده که نمی نویسی
می خوای من بیام؟
اگه من بیام موهاتو قیچی می کنم اگه خیلی آشفته بود.گفته باشم
عید غدیرمبارک باد.

سلام
دعوتید به خواندنم
"منطق نمی فهمد از تلخی اجبار..."
یعنی با این اصطلاحاتت میکشی منو...حالا ببین دیگه!آن قهرمانی که افسانه را با کاندوم گره می زند
وقتی که روز تولدش کرم ها از چرک ناخنش بیرون میزدند
من گفتم که پیراهنم را با نخ ایرانی دوخته ام
اما تو فقط دستانت را به هم می مالیدی
گرم شد ؟؟
سلام
کجایی نبیل؟چرا آپ نمیکنی؟!
درود
زیبا بود لذت بردم
خوشحال میشم سری به من بزنید
[گل][گل][گل]
به این پست تعلق خاطر داری که چیزی جاش نمیاد یا فعلا دوست نداری آپ کنی؟
سلام...
خوبین؟؟؟
من آپم...
منتظر نگاهتون
دعوتین[گل]
اینجا برات خیلی کوچکه نبیل جان
یه راه حل داری
که مثل من ...
دنیاتو کوچیک کنی...
حداقل نشون بده دنیات کوچیکه ...
تا کوچیکی مثل من ...
به کوچک بودنش ...
یک کوچیک عادت کنه...
سلام
دعوتید به ترانه
.................................
به ما سر نمی زنی چند وقته چرا؟؟؟؟
ما چشم به راهیم
سلام به نبیل مهربان من.مثل همیشه تخیل صرف وخلاقیت در تصاویر بکر.لذت بردم عزیز.
با دو شعرکوتاه بعد ازچند ماه اومدم .
دلم واسه نظراتون تنگ شده.
منتظرم مهربان.
وای عجب چیزی
منتظر پر کشیدن نباش
رزهای سیاه همیشه به یاد پر کشیدن عشق های داغ یا خشک میشوند یا پر پر
ناخن تجاوز جنسی
افسانه های ....
خیلی عجیب از کلمه ها استفاده کردی